هميشه بهار

+ عشق جمعه 26/5/1386 ساعت 5:0 عصر

يادته تو کوچه عشق قدم زديم،


 دويديم،


 اون لحظه هاي شاعرانه،


 اون نداهاي عاشقونه


 هيچ وقت از يادم نمي ره.


يادمه به دلم هميشه مي گفتم عاشقي ممنوع، يادمه هميشه مي گفتم هيچ کس حق نداره وارد قلبت بشه، عاشقي فقط مال بعد ازدواجه.


اما...


اما نمي دونم تو چه جوري يواش يواش اومدي و همه قلبم رو مال خودت کردي؛ تويي که الان همه دارايي مني، همه دار و ندار من هستي.


حالا به يادت همه روزا و شبامو طي مي کنم. حالا ديگه شدي محمود من.


مي خوام دست به دست هم بديم و خوشبخت شيم. مي خوام که هميشه توي اتاق تاريک و قرمز قلب من بموني.


ما راهي به جز خوشي نداريم؛ چون محکوم به خوشبختي هستيم.


امروز روز نزديکي قلبهامونه، روزي که ديگه تا ابد مال هم مي شيم.


روزي که تا هميشه به يادم مي مونه


روزي که ...


روزي که روز عقدمونه.


اومدم اين جا که پيوند قلبمون رو داد بزنم، تا همه عالم بدونن که ما با توکل به خدا يه زندگي عاشقونه رو شروع کرديم.


نوشته شده توسط: فاطمه


ِْليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[26/12/1386- 10:44 ص] بهار آمد
[آرشيو شده ها]

خانه
مديريت
پست الکترونيک
شناسنامه
 RSS 
 Atom 



:: کل بازديدها ::
4613


:: بازديدهاي امروز ::
4


:: بازديدهاي ديروز ::
4



:: درباره من ::

هميشه بهار

:: لينک به وبلاگ ::

هميشه بهار


:: آرشيو ::

دل نوشته هاي ارديبهشت 85 [5]
دل نوشته خرداد 85
دل نوشته هاي تير 85 [3]
دل نوشته هاي مرداد 85 [4]
دل نوشته هاي شهريور 85 [3]
دل نوشته های مهر 85 [3]
دل نوشته های آبان 85 [2]
دل نوشته آذر 85
دل نوشته دی 85
دل نوشته یهمن 85
دل نوشته اردیبهشت 86
دل نوشته خرداد 86 [2]
دل نوشته مرداد 86
دل نوشته دي ماه86


:: دوستان من (لينک) ::

کوچولوها
نگين
ايرباس
نازنين
دالان بهشت
برگ خزان ديده


:: لوگوي دوستان من ::







:: خبرنامه ::

نام:

ايميل:

 

:: وضعيت من در ياهو::

يــــاهـو